صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)

356

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)

شبيه ستارهء زهره بود و لات و عزّى در كتيبه‌هايى آمده‌اند كه گويى در برابر هم قرار دارند ، لذا نزد برخى از پژوهشگران آنها نمايانگر دو ستاره‌اند : ستارهء بامداد و ستارهء پگاه . و « شارق » بت گروهى از مردان بوده است كه به عبد الشّارق شهرت داشتند . كلمهء « شارق » رابطه‌اى با شروق دارد كه بنا به رأى و لهاوزن ، مراد خورشيد است به خاطر طلوع آن . همچنين گمان مىرود كه « ذرح » نمايانگر خورشيد است ، ولى نولد معتقد است كه صنم ، « ذرح » است و آن ، تمثال بتى شارق مىباشد ؛ و « محرق » نمايانگر خورشيد است . ياقوت مىگويد ، « هبل » بت بنى كنانة بوده است ، و اهل خبر هم روايت مىكنند كه بزرگترين بتهاى قريش بوده است كه به آن پناه مىبردند و توسّل مىجستند تا خير و بركت بر آنها ببخشد و آزار و هر بدى را از آنها دفع كند . برخى از خاورشناسان معتقدند كه ، « هبل » رمز إله قمر و آن إله كعبه و همان اللّه نزد اعراب جاهلى است و به خاطر شدّت احترام و بزرگداشت قريش نسبت به آن ، آن را در درون كعبه نهاده بودند . نمونه‌ها فراوان است ، و همچنين در بتهاى كتيبه‌ها فراوانند ، بتهايى كه خبر آنها را از كتيبه‌هاى جاهلى و آشورى و كلاسيكها شناختيم ؛ كه آن مايهء تشخيص آنها از بتهايى است كه غالبا اطلاعات ما از آنها از روايات اخباريهاست . از جمله بت « ود » كه از بتهاى معروف در دوران نوح ( ع ) است . چنان كه ابن كلبى در كتاب الاصنام آورده است ؛ و نماد ماه نزد معنىهاست كه إله رئيس نزدشان مىباشد ؛ لفظ « شهرن » ، يعنى شهر ( ماه ) ، بعد از كلمهء « ود » در برخى نوشته‌ها آمده و « و دم شهرن » ، يعنى « ود الشهر » هم آمده است . و لفظ شهر به معناى قمر در قرآن هم آمده است : فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ « 1 » . و « ود » همان إله قمر نزد بقيهء عربهاى جنوب است ، و وقتى كه اسم آن در متنى بيايد مراد قمر است و گمان مىرود كه لفظ « ود » اسم علم قمر نيست ، بلكه يكى از صفات آن است كه از دوستى و مودّت حكايت مىكند ؛ بنابراين از اسمهاى نيك قمر است . از الههء معنىها « كهلن » به معنى كهل و كاهل مىباشد كه نامش در متونى آمده كه در قسمتهاى شمالى عرب غربى پيدا شده است و مثل « ود » نماد قمر است و نزدشان بر ديگر

--> ( 1 ) - بقره ( 2 ) آيهء 185 : پس هركس از شما اين ماه را درك كند ، بايد آن را روزه بدارد .